۱۰۹

دنیـا یکم آرومـتر ..

۱۰۸

| رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی |

خدایا سینه‌ام را گشایش بفرمـا و کارم را برایم آسان بگـردان .

پایان شب سـیه سپید اسـت .

دنیا هیچ وقـت روی یـه پاشـنه نمی گـرده .. مُحـکم ب‍اش ./

۱

۱۰۷

مامان معلـم نمـونه شدنت برای بـار دوم مبـارکت بـاشه .

می دونی چقـدر عاشقتم و بهـت افتخـار می کـنم :)

۱۰۶

نـازنینا ما به نـاز تو جوانی داده ایم 

دیگر اکـنون با جوانـان ناز کن با ما چرا 


این همون بیتی بود ک‍ه تو بهم گفتی وقتی داشتم دنبال بیتی می گشتـم 

که با نـون شروع بشـه بـابـایی .. یـادمه با کت رو مبلت نشسته بـودی .. 


اونقـدر دلـم بـرات تنگ شـده کـه ..



۱۰۵

این حـقِ مـنه .‌. این رسیـدن برای مـنه .. مگه نه رفـیق ؟

۱

۱۰۴

فکر نمیکردم نشستن رو نیمکت دبیرستان دانش و یک ساعت حرف زدن 

با وجیهه حالم و خوب می کنه .. اما مطمئن بودم که حرف زدن تا سه نصف شب با 

خاله حالمو ، خوب میکنه ، مطمئنم بودم بغل کردن عزیزترین دخمر دنیا و بازی کردن

باهاش ساعتهآ حالم و عجیب خوب میکنه .. چقد دوست شون دارم .. خدایآ حافظشون

باش (: 

حتی ایمیل هآی آتنا ترینم (:

۱۰۳

خیلی وقته این جنگ و شروع کردم رفیق !

من این تغییر و میخوام .. محکم ایستادم .. به لطف تو .. شکرت (:

۱۰۲

نمیخوام مهربون تر باشم . همین بی آزاری کافیه ./

عجیب چـیزهـا درمورد مـَن

تا به حال چالشی شرکت نکردم ( چون چیز جالبی برام نبوده که الان با 

یک چالش جالب اشنا شدم .) البته نکرده بودم چون الان میخوام 

شرکت کنم (: به دعـوت هـانا ی عزیـز ٬ که راه اندازی اصلی این چالش 

توسط فرد دیگه ایی صورت گرفته که برای اطلاعات بیشتر به اینجا برید


چنـد چیز عجیب در مورد مـن که البته ممکنِ تکراری بـاشه و یا حتی 

عجیب نب‍اشه برای کسی (:


۱. گورجه فرنگی ِ پخته ٬ کدوی پخته اصلا نمی خورم و دوست ندارمـ .

۲.وقتی شئ رو میخوام برای مدتی با دهنم نگهش دارم نمی تونم و سریع

حالت تهوع بهم دست میده و اگه از دهنم بیرونش نیارمـ حالم بهم میخوره .

۳. خیار خالی حالم و بهم میزنه  .

۴. اصلا مـاسه ی دریا رو نمی تونم تحمل کنم ٬ بوش وحشتناک بهم

حالت تهوع مـیده و اگه به لباسم مالیـده شه دیگه هیچی ٬ به خاطر همینه دریـا

رو خیلی کم دوستدارم مگر  دریـایی با ساحلِ سنگی که خوراک منه (:

۵. لبـاسام تو کمدم بایـد طبق اندازه ی قدیشون قرار داده بشه .

۶ .اصلا دوست ندارم کسی به وسایلام دست بزنه یا ازم قرض بگیره

فوبیآی این و دارم که گمش کنـه .

۷ . عاشق بوی چسب ٬ بنزین ٬ پاک کن فکتیس َم .

۸ . امکان نداره چادرمُ در بیارم و تاش نکنـم .

۹ . از خیسی متنفـرم ٬ ولی اگه کامل خیس بشم نـه .

۱۰ . اگر کسی لباسم و کثیف کنه دلم میـخاد خفش کنم ٬ برام مهم نیست 

کی میخاد بـاشه ‌.

۱۱ . وحشتناک بدم میـاد کسی رو تختمـ ٬ پتوم ٬ بالشتم بشینه . مگر اینکه

رو تختم چیزی به غیر از پتوم بندازمـ .

۱۲ . محـاله جایی بشینم و تمیزیش ُ چک نکنم .

۱۳ . خونه ایی به غیر از خونه ی خودمون ٬ مامانیم ٬ خالم ٬ هر جا بخوام

بخوابم باید ملآفه ی مخصوص خودم و بندازم .

۱۴ . نوشابه ٬ دلستر اصـلا دوست ندارم فقط دوغ محلی (:

۱۵. عاشق کله پاچم . بغیر از سیرابی که شکلشم بهم حالت تهوع میـده .

۱۶ . آرایش اصلا دوست ندارم و تا بحـال ارایش نکردم .

۱۷ . از دمـاغ ِ عمل شده اصلا اصلا خوشم نمـیاد .

۱۸ . موقع یِ خرید ِچیزی محالِ اسم تخفیف رو بـیارم .

۱۹ . تو حفظ کردن مطالب درسی حساسم ٬ اگه یک کلمه تو یک بند یادم 

بره دوباره از اول میخونم تمـام متنی رو که باید حفظ کنم .

۲۰ . هرشـب به اهدافم فکر می کنم و تـوی ذهنم زندگی آیندمُ ( آینده ایی 

که میخـوام ) زندگی میکنم ٬ مثـل ِ یک فیلـم 

۲۱ . نـداره (:

۲۲ . هرشب سوره هایی رو که دوست دارم رو میخونم و بعد میخوابم .

۲۳ . روی مرتبی اتاقم حساسـم .

۲۴ . موقع ی ِ دعوا همه چی یادم میره و می مونـم چی بگم .

۲۵ . عادتمِ سخت جمله بسازم و بگم و بنویسم ٬ در واقع جمله بندیِ چپه 

چوپه ایی دارم و این اصلا دست خودمـ نیست .

۲۶ . شاید سالی یکی دو بار لآک بزنم . احساس سنگینی به دستام میده .

۲۷. نـداره (:

۲۸ . شامپو و صابونم و بعد حمامم میارم تو اتاقم و توی ِ یک جعبه ی 

مخصوص ِ خودش میذارمـ .

۲۹ . بدون خوراکی باید بیای اتاقم . مگر اینکه مهمون داشته باشیم .

۳۰ . وسیله ایی که مالِ خودم نباشه  رو نمی تونم تو اتاقم تحمل کنم .

۳۱ . هنـوز که هنـ‌وز ِ با خودم جلوی اینه نقش کارکترایی رو که دوست 

دارم رو بازی می کنم و یا حتی مثل اونا لباس میپوشم و تو خونه برای

خودم اون نقش رو اجرا می کنم (:

۳۲ . اصلا فوتبال رو دوست ندارم و فقط از فوتبال یازده بازیکن و یک 

توپ میشناسم .

۳۳ . تو کشتن حشرات موزی بسیار مهارت دارم (: 

۳۴ . بچه بودم ملخ رو تو دستم نگه میداشتم اما الان اصلا .

۳۵ . اصلا لهجه ی شهرمو دوست ندارم و متنفرم که این مدلی حرف بزنم.

و تمـام ((:

 + همـه تون دعوتـین به ایـن چالـش (:


۳

۱۰۰

این طـلب در تـو گروگـان خداسـت

زان کـه هـر طـالب بـه مطلـوبی سـزاست 


#جنـاب_مولآنا

۱
" اینکه : جایی نیست جزء اینجا برام ، که بشه یکم دور شم از دنیا "
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان