Saturday 15 Ordibehesht 97
فکر نمیکردم نشستن رو نیمکت دبیرستان دانش و یک ساعت حرف زدن
با وجیهه حالم و خوب می کنه .. اما مطمئن بودم که حرف زدن تا سه نصف شب با
خاله حالمو ، خوب میکنه ، مطمئنم بودم بغل کردن عزیزترین دخمر دنیا و بازی کردن
باهاش ساعتهآ حالم و عجیب خوب میکنه .. چقد دوست شون دارم .. خدایآ حافظشون
باش (:
حتی ایمیل هآی آتنا ترینم (: