تا به حال چالشی شرکت نکردم ( چون چیز جالبی برام نبوده که الان با
یک چالش جالب اشنا شدم .) البته نکرده بودم چون الان میخوام
شرکت کنم (: به دعـوت هـانا ی عزیـز ٬ که راه اندازی اصلی این چالش
توسط فرد دیگه ایی صورت گرفته که برای اطلاعات بیشتر به اینجا برید
چنـد چیز عجیب در مورد مـن که البته ممکنِ تکراری بـاشه و یا حتی
عجیب نباشه برای کسی (:
۱. گورجه فرنگی ِ پخته ٬ کدوی پخته اصلا نمی خورم و دوست ندارمـ .
۲.وقتی شئ رو میخوام برای مدتی با دهنم نگهش دارم نمی تونم و سریع
حالت تهوع بهم دست میده و اگه از دهنم بیرونش نیارمـ حالم بهم میخوره .
۳. خیار خالی حالم و بهم میزنه .
۴. اصلا مـاسه ی دریا رو نمی تونم تحمل کنم ٬ بوش وحشتناک بهم
حالت تهوع مـیده و اگه به لباسم مالیـده شه دیگه هیچی ٬ به خاطر همینه دریـا
رو خیلی کم دوستدارم مگر دریـایی با ساحلِ سنگی که خوراک منه (:
۵. لبـاسام تو کمدم بایـد طبق اندازه ی قدیشون قرار داده بشه .
۶ .اصلا دوست ندارم کسی به وسایلام دست بزنه یا ازم قرض بگیره
فوبیآی این و دارم که گمش کنـه .
۷ . عاشق بوی چسب ٬ بنزین ٬ پاک کن فکتیس َم .
۸ . امکان نداره چادرمُ در بیارم و تاش نکنـم .
۹ . از خیسی متنفـرم ٬ ولی اگه کامل خیس بشم نـه .
۱۰ . اگر کسی لباسم و کثیف کنه دلم میـخاد خفش کنم ٬ برام مهم نیست
کی میخاد بـاشه .
۱۱ . وحشتناک بدم میـاد کسی رو تختمـ ٬ پتوم ٬ بالشتم بشینه . مگر اینکه
رو تختم چیزی به غیر از پتوم بندازمـ .
۱۲ . محـاله جایی بشینم و تمیزیش ُ چک نکنم .
۱۳ . خونه ایی به غیر از خونه ی خودمون ٬ مامانیم ٬ خالم ٬ هر جا بخوام
بخوابم باید ملآفه ی مخصوص خودم و بندازم .
۱۴ . نوشابه ٬ دلستر اصـلا دوست ندارم فقط دوغ محلی (:
۱۵. عاشق کله پاچم . بغیر از سیرابی که شکلشم بهم حالت تهوع میـده .
۱۶ . آرایش اصلا دوست ندارم و تا بحـال ارایش نکردم .
۱۷ . از دمـاغ ِ عمل شده اصلا اصلا خوشم نمـیاد .
۱۸ . موقع یِ خرید ِچیزی محالِ اسم تخفیف رو بـیارم .
۱۹ . تو حفظ کردن مطالب درسی حساسم ٬ اگه یک کلمه تو یک بند یادم
بره دوباره از اول میخونم تمـام متنی رو که باید حفظ کنم .
۲۰ . هرشـب به اهدافم فکر می کنم و تـوی ذهنم زندگی آیندمُ ( آینده ایی
که میخـوام ) زندگی میکنم ٬ مثـل ِ یک فیلـم
۲۱ . نـداره (:
۲۲ . هرشب سوره هایی رو که دوست دارم رو میخونم و بعد میخوابم .
۲۳ . روی مرتبی اتاقم حساسـم .
۲۴ . موقع ی ِ دعوا همه چی یادم میره و می مونـم چی بگم .
۲۵ . عادتمِ سخت جمله بسازم و بگم و بنویسم ٬ در واقع جمله بندیِ چپه
چوپه ایی دارم و این اصلا دست خودمـ نیست .
۲۶ . شاید سالی یکی دو بار لآک بزنم . احساس سنگینی به دستام میده .
۲۷. نـداره (:
۲۸ . شامپو و صابونم و بعد حمامم میارم تو اتاقم و توی ِ یک جعبه ی
مخصوص ِ خودش میذارمـ .
۲۹ . بدون خوراکی باید بیای اتاقم . مگر اینکه مهمون داشته باشیم .
۳۰ . وسیله ایی که مالِ خودم نباشه رو نمی تونم تو اتاقم تحمل کنم .
۳۱ . هنـوز که هنـوز ِ با خودم جلوی اینه نقش کارکترایی رو که دوست
دارم رو بازی می کنم و یا حتی مثل اونا لباس میپوشم و تو خونه برای
خودم اون نقش رو اجرا می کنم (:
۳۲ . اصلا فوتبال رو دوست ندارم و فقط از فوتبال یازده بازیکن و یک
توپ میشناسم .
۳۳ . تو کشتن حشرات موزی بسیار مهارت دارم (:
۳۴ . بچه بودم ملخ رو تو دستم نگه میداشتم اما الان اصلا .
۳۵ . اصلا لهجه ی شهرمو دوست ندارم و متنفرم که این مدلی حرف بزنم.
و تمـام ((:
+ همـه تون دعوتـین به ایـن چالـش (: